بدختیم از زمانی شروع شد
که سر لجبازی و غرور بیجا
به کسی که دوستش داشتم گفتم
چندین چند بهانه اورد
منم بجای اینکه بهانه هاش بگیرم
دست رد زدم به سینه اش
میدونستم از اعمد اینجور میکنه
میخواد بدونه من میخوامش یا نه
منم مثل احمقا بهش گفتم برو با اینکه میدونستم
اشتباه بود کارم
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم فروردین ۱۴۰۰ ساعت 4:57 توسط .
|